Instagram Instagram

باران سلامت می کند

دوست دارم من باشم و

یک روز سرد ِ بارانی

خدایی هم باشد

و هوایی آغشته

به اشک های آسمانی

در دیاری از سرسبزی و دلداده ی علوی

زیر باران روم

در کنار نازنین مردمانم

بدون هیچ چتر و بارانی!!!

هر چه باشی

چه خوب، چه بد

باران با نوای نمناکش

سلامت می کند!!!

*** *** ***

پی نوشت: این شعر محصول مشترکی بین اینجانب و یکی از دوستان شاعر توانمند کشورم، مهندس حمید مظلومی عزیز هست. که اگر او یاری ام نمی کرد نمی توانستم این ایده را در قالب شعر به نگارش در بیاورم.

درباره آنچه که می نگارم
مشترک وبگاه سلیم النفس شوید

    آدرس ایمیل خودتان را بگذارید تا آخرین مطالب «سلیم النفس» به صورت خودکار برایتان ایمیل شود.

نـوا و نـما

به مناسبت دوازدهمین سالگرد درگذشت مرحوم مهندس سید مسیح سلیم بهرامی نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی

کلیپ شماره یک

کلیپ شماره دو


نماینده مردم شهرستان ساری و میاندرود در دوره ششم مجلس شورای اسلامی

کلیک نمایید

آرشیو تاریخی

۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۱ ثبت شده است

سی و یکم شهریور ماه، یادآور روز آغاز قصه ی تلخ جنگ و آغازی برای دفاعی مقدس از سرزمینی که می خواست به دست نا اهلانش بیفتد و روزگار حقارت و بی عزتی را برایمان به ارمغان بیاورد.

من از نسلی هستم که آن روزگار نه به دو چشم خویش دیده و نه سر سوزنی آنرا درک کرده ام. شاید سالهای پس از جنگ را بقدر کفایت، حسی نسبت به آن داشته باشم ولیکن جنگ را تنها در قاب روایت می شناسم.

به نظرم این روزها، بهترین زمان برای مطالعه ی کتابهای مربوط به حوزه ی ادبیات مقاومت است تا بتواند آن حس و حالها و فضاهای زیبا و صمیمی آن برهه ی تاریخی را به نسل حاضر منتقل کند. از چند وقت پیش به دنبال مجالی برای مطالعه کتاب معروف اوایل امسال بودم . کتابی که در نگاه رهبر معظم انقلاب از آن به شکلی زیبا یاد شده است:

« این نیز یکی از زیباترین نقاشیهای صفحه‌ی پُرکار و اعجاز گونه‌ی هشت سال دفاع مقدس است. هم راوی و هم نویسنده حقاً در هنرمندی، سنگ تمام گذاشته‌اند. آمیختگی این خاطرات به طنز و شیرین‌زبانی که از قریحه‌ی ذاتی راوی برخاسته و با هنرمندی و نازک‌اندیشیِ نویسنده، به خوبی و پختگی در متن جا گرفته است، و نیز صراحت و جرأت راوی در بیان گوشه‌هائی که عادتاً در بیان خاطره‌ها نگفته میماند، از ویژگیهای برجسته‌ی این کتاب است. تنها نقصی که به نظر رسید نپرداختن به نقش فداکارانه‌ی همسری است که تلخی‌ها و دشواریهای زندگی با رزمنده‌ئی یکدنده و مجروح و شلوغ را به جان خریده و داوطلبانه همراهی دشوار و البته پر اَجر با او را پذیرفته است.

ساعات خوش و با صفائی را در مقاطع پیش از خواب با این کتاب گذراندم والحمدلله   90/10/20»

این چند روز فرصتی برایم مهیا شد تا برای تهیه کتاب «نورالدین پسر ایران» به شهر کتاب ساری بروم. شهر کتاب مملو از قفسه های مختلفی از کتابهای رمان و تاریخ و ادبیات کلاسیک و روانشناسی و ... بود اما تنها قفسه ای که من به دنبال آن می گشتم قفسه ادبیات مقاومت و یا حتی ادبیات دفاع مقدس بود. اما هر چه گشتم نیافتم. از متصدی سوال کردم که قفسه مربوط به ادبیات مقاومت کجاست؟

او با کمی تعجب در صورتم زل زد و گفت:"چه کتابی می خواهید؟" من هم بی معطلی نام کتاب «نورالدین پسر ایران» را گفتم. او هم مرا به گوشه ای برد و روی میز که دو جلد از این کتاب و دو جلد هم از کتاب دا بود به من نشان داد. واقعا مظلومیت این نوع کتابها را باید اینجا دید آن هم وسط شهر فرهنگ، نه شهر فرنگ! بگذریم، کتاب را به 9500 تومان تهیه کردم.

چند روزی است که به صورت پاره وقت مشغول خواندن آن هستم. این کتاب عالمی دیگر از آن روزها را روایت می کند. اصرار جوانی به نام سید نورالدین عافی برای رهسپار شدن بسوی دفاعی سخت و مقدس از مرزو بوم خویش کمی برایم باورش غیر ممکن می سازد. جوانی که در سن 18 سالگی به درجه ی جانبازی 70 درصد می رسد و با وجود آنکه صورت زیبایش را از دست می دهد و وضعیت جسمانی ترکش خورده اش، نابسامان است و با این همه درد از زخم های گذشته، ناشی از حضور در جبهه های حق علیه باطل باز عزمش را جزم می کند و خود را برای حضور در جبهه های جنوب و انجام عملیات های سخت و طاقت فرسا آماده می سازد که هضم این واقعیات را برایم مشکل می کند.

نورالدین پسر خطه ی آذربایجان غیور، همان کسی است که دنیایش را با اخلاص و خلاصی از امیال دنی دنیای فانی، سپری می کند و آخرتش را با صبر و تحمل عظیمش، برای خود بیمه می سازد .

من و نورالدین با تمام پسران ایران زمین به پاسداری از مرز و بوم خویش افتخاری مضاعف می کنیم و به چشم چرانی های اجانب به این کشور، روی خوشی نشان نخواهیم داد و با غیظ فراوان آنان را از این سرزمین دور خواهیم ساخت و مطابق کلام حضرت حق " مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ" را سر بند خویش قرار خواهیم داد.

آری من و نورالدین با تمام پسرای ایران زمین، امروز به خود می بالیم...

۱دیدگاه ۲۹ شهریور ۹۱ ، ۰۹:۴۱
سلیم النفس

روزی با حضرت ختم المرسلین و روزی با امام هادی و روزی با امام عصرمان سر دشمنی دارند. انگار نمی دانند زل زدن در چشمان آفتاب ، دو دیده را بی فروغ و چشمان ناپاک را نابینا می کند. شاید می خواهند ما را از این انوار پاک خورشید تابان ولایت، بی نصیب کنند و دلهای ابری ما را از حضور آفتاب محبت آل البیت دور گردانند. آیا سام باسیل فیلم ساز و آن کشیش کشمشی، تری جونز متعصب و سلمان رشدی مرتد و ابوسفیان های زمان این کلمات را به خوبی درک می کنند؟

گویی گمان کردند که با رسم چند خط  و ساخت چند فیلم و گذر از حریم حقوق بشر، خود را متمدن ترین افراد عالم معرفی می کنند و بدانند اینها همان بدعت ها و بازگشت به دوران جاهلیت محض است و انجام این اعمال جز مصداق این ضرب المثل چیز دیگری نخواهد بود " عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد". خیر عدو کم است اما عمل او باعث تحرک در بیداری اسلامی جوانان در میدان آزادی و آزادگی شده است و با برافراشتن کتاب الله بر دستهای خود، نشان می دهند سام باسیل فیلم ساز و آن کشیش کشمشی، تری جونز متعصب و سلمان رشدی مرتد و ابوسفیان های زمان این کلمات را هنوز به خوبی درک نکرده اند؟

اگر آن روز حکم مرتد آن سلمان رشدی ملعون اجرا می شد و دول متمدن نمای غرب از آن جسم بی ارزشش پاسداری نمی نمودند، امروز دیگر شاهد این گستاخی ها نبوده ایم.

روز شمار فروپاشی نظام متمدن نمای غرب را از آن زمانی باید شروع کرد که غرب در گیر و دار رشد روزافزون حجاب و نامگذاری فرزاندش به اسماء اولیا الله مشغول است ، و آن روزی بود که موج موج از انسانهای حق گرای غربی به اسلام می پیوندند و روزی فرا می رسد که باید حد و مرز کشورهای اسلامی را در خاک اروپا جست. شاید اصلا ترسشان از رشد آنها باشد و نه از آن کلک عبدالله خادم بی حد و حصر ملک الشیطان که در مرگ آن سفیر آمریکایی با دولت آمریکا ابراز همدردی می کند.

 

 

اگر مسلمین عالم در این برهه ی زمانی دست به کار بزرگی نزنند و اعتراض خود را به کرسی ننشانند سال دیگر هم مطابق این چند سال گذشته در سالروز حادثه دست ساخته صهیونیستی 11 سپتامبر ، شاهد زبان درازی ایادی بی قید و بند آمریکایی و اسرائیلی خواهیم بود. امید است با بیداری حکومت های اسلامی، امسال سال پایانی این دست تجاوزات به مقدسات اسلامی مسلمانان باشیم.انشاالله

بازتاب: عمارنامه | بی بی سی فارسی!

پی نوشت: از طریق دوستان متوجه شدیم این مطلب در بی بی سی پرشین هم پخش شد. از همین جا اعلام می کنم که با سایت و برنامه نوبت شما هیچ ارتباطی وجود ندارد و این وبلاگ رویکردی مستقل دارد.

۸دیدگاه ۲۳ شهریور ۹۱ ، ۲۳:۳۵
سلیم النفس

اقتصاد مقاومتی که در ذات آن در حقیقت اقتصاد مردمی نهفته است پیشنهاد دهنده شیوه ی مدیریتی برای ایجاد زندگی بهتر در شرایط حال جامعه می باشد. اقتصادی که به تعبیر مقام معظم رهبری از آن به اقتصاد مقاومتی یاد شده است دارای جنبه های مختلف اجرایی می باشد که در سرلوحه اهداف این نوع از اقتصاد باید به قطع وابستگی به کالاهای خارجی و میراث شوم یکصد ساله یعنی نفت که باید از آن به عنوان ذخیره ای برای آیندگان در نظر گرفت، یاد کرد.

برای قطع وابستگی به اقتصاد دیگر دول جهان و ادعای استقلال در این امر نیاز به همت و پشتکار مردم کشورمان دارد. ایجاد فضای کسب و کار چه از طریق تعاونی ها و چه از سایر طرق مربوطه ، کاشت و برداشت محصولات به صورت خانگی و در سطح وسیع ، استفاده از محصولات داخلی و عدم التزام به مدگرایی و ایجاد صنایع دانش بنیان و رشد کار آفرینی و بسیار از روشهای دیگر که می تواند به ایجاد اقتصاد مقاومتی کمک کند اشاره کرد.

شاید در طول تاریخ بتوان نمونه های مختلفی از حرکت های جهادی مردم نام برد که ثمرات آن در آن دوره مشخص و قابل ملموس بوده است. نمونه آن را می توان در زنگانی شهید آیت الله نورالله نجفی اصفهانی و تاسیس شرکت اسلامیه در دوران مشروطیت نام برد.

 

آیت الله نورالله نجفی اصفهانی

 

یکی از نتایج مهم جنبش تنباکو که به مشروطیت متصل گردید، ایجاد شور و اشتیاق در بین مردم برای تاسیس کارخانجات و تولید داخلی و تقویت این فکر بود که جهت رفع وابستگی به بیگانگان، لازم است وسایل مورد نیاز جامعه ایران، در داخل کشور تولید شود.

در قرن نوزدهم بخش عمده‌ای از بازار ایران در اختیار کمپانی‌های خارجی اعم از انگلیس و روسیه در آمده و این مسئله خصوصا در بخش پوشاک بیشتر نمود داشت. انواع قرار دادها و امتیازات اعطا شده به کشورهای غربی مخصوصا امتیاز برخی گمرکات وضعیت را بدتر کرده بود.

جرج کرزن سیاستمدار انگلیسی در دهه آخر قرن نوزدهم می‏گوید: «گذشته از اشیاء تجملی غربی‏ که طبقات بالا به آن معتاد شده‏اند، پوشاک همه طبقات جامعه، از مردان گرفته تا زنان، جملگی از غرب وارد می‏شود. ابریشم،ساتن و ماهوت برای طبقات‏ اعیان و قماش نخی و پنبه‏ ای برای همه طبقات. لباس یک روستائی ساده از منچستر یا مسکو می‏آید و نیلی را که همسر او بکار می‏برد از بمبئی وارد می‏شود. در واقع از بالاترین تا پایین ترین مراتب اجتماعی بطور قطع وابسته و متکی به کالاهای غربی شده ‏اند»

اوژن فلاندن باستان شناس فرانسوی که از اصفهان بازدید داشته‌ است نیز در ۱۸۴۰ می‏نویسد: «از کارخانجات نساجی و اسلحه‏ سازی و زربافت و مخمل‏ ایران که روزگاری محصولات آن به تمام مشرق زمین صادر می‏شد، خبری‏ نیست و همه نابود شده‏ اند. محصولات ایران از بین رفته و بویژه همجواری با انگلستان نتیجه شومی بخشیده‌است. زیرا مقدار زیادی محصول را به بهایی‏ بسیار نازلتر از آنچه در خود ایران ساخته می‏شود در بازارهای ایران بفروش‏ می‏رسانند»

در چنین وضعیتی اندیشه تولید داخلی ابتدا در محافل مذهبی و تجار در اصفهان ایجاد شد.  احمد مجدالاسلام کرمانی به یاری سید جمال واعظ و ملک‌المتکلمین و میرزا علی جناب، انجمنی به نام «انجمن شرقی» تشکیل دادند که هدفش رفع احتیاج از کالاهای خارجی بود. همچنین قرار شد در ماه رمضان روحانیون و مراجع در مساجد مردم را به خرید کالاهای داخلی و تحریم کالاهای خارجی ترغیب کنند و گروه دیگر نیز مقدمات راه اندازی کارخانه را فراهم آورند بزودی هر دو کار صورت گرفته و کارخانه تولید منسوجات با نام کارخانه اسلامیه در شرف تاسیس قرار گرفت.

آیت‌الله نورالله نجفی اصفهانی طی یک اقدام بدیع در اواسط جمادی الاول ۱۳۲۴ و در آستانه مهاجرت علمای تهران به قم (مهاجرت کبری)، به همراهی ۱۳نفر از علمای طراز اول اصفهاناز جمله آقا نجفی اصفهانی، آیت الله محمد حسین فشارکی، ابوالقاسم دهکردی، شیخ مرتضی ریزی، میرزا محمد تقی مدرس، سید محمد باقر بروجردی، میرزا محمد مهدی جویباره ای، میرزا ابوالقاسم زنجانی، آقامحمدجواد قزوینی و رکن‌الملک شیرازی موارد زیر را متعهد شدند:

این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن‌الملک، متعهد و ملتزم شرعی شده‌ایم که مهماامکن بعد ذلک تخلف ننماییم، فعلا ۵ فقره‌است:

اولاً: قبالجات و احکام شرعیه از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمی‌نویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضا نمی‌نماییم. حرام نیست کاغذ غیر ایرانی و کسی را مانع نمی‌شویم؛ ماها به این روش متعهدیم.

 

ثانیا: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه های دیگر ایرانی باشد، متعهد شده‌ایم برآن میت، ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلوه بر آن میت بخواهند ماها را معاف دارند.

 

ثالثا: ملبوس مردانه جدید، که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می‌شود، قرار دادیم مهما امکن، هر چه بدلی در ایران یافت می‌شود، لباس خودمان را از آن منسوخ نماییم و منسوخ غیرایرانی را نپوشیم و احتیاط نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم لباس‌های غیرایرانی را، اما ماها ملتزم شده‌ایم حتی‌المقدور بعد از این تاریخ ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از سابق پوشیده و داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن.

 

رابعا: مهمانی‌ها بعد ذلک ولو اعیانی باشد، چه عامه، چه خاصه، باید مختصر باشد یک پلو و یک خورش و یک افشره. اگر زاید بر این کسی تکلف دهد، ماها را به محضر خود وعده نگیرد. خودمان نیز به همین روش مهمانی می‌نماییم. هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.

 

خامسا: وافوری اهل وافور را احترام نمی‌کنیم و به منزل او نمی‌رویم زیرا که آیات باهره:«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» «وَلا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ» «وَلا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَی التَّهْلُکَه» و حدیث «لاضرر و لاضرار» ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عرضی و شغلی آن محسوس و مسری است و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده. بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری، به‌نظر توهین و خفت می‌نگریم.

شرکت اسلامیه در ابتدا یک کرور تومان سهام که به ۵۰ هزار سهم ۱۰تومانی تقسیم شده بود، آماده کرد و به زودی ۱۵۰هزار تومان سرمایه اولیه در شرکت گرد آمد. اتباع خارجی از خرید سهام این شرکت منع شده بودند. 

به تدریج حوزه عمل خود را به سایر شهرها و سپس به کشورهای خارجی گسترش می‌دهد. تولیداتش همه جا حضور و گسترش یافته و تولیداتش در داخل و خارج ایران فروخته شده و شعباتی همچون «اسلامیه تهران» و «اسلامیه کاشان» نیز تاسیس می‌گردد. حاجی امین‌الضرب رییس کل شرکت اسلامیه طهران مهندسی اروپایی بنام «موسیو بوتن» را برای گسترش تجهیزات شرکت به اصفهان اعزام می‌کند. زین‌العابدین تقی‌یف نیز نماینده شرکت در باکو بوده‌ است.

گزارش روزنامه‌های آنزمان حاکی از سود دهی شرکت بوده‌است. روزنامه حبل المتین در این باره می‌نویسد: «معلوم و محقق شده‌است، که در این مدت قلیله این شرکت سود معتنابه و منفعت قابلی به شرکاء بخشیده‌است. بنابراین هر کس از تبعة ایران که در آن مملکت میل به دخول در این شرکت مقدسه داشته باشد، البته پس از آگاهی از این مراتب به هر میزان و هر چند سهم طالب شرکت باشد، ممکن خواهد بود به توسط جناب اجل عالی بلیط اسهام برای ایشان از اداره شرکت محترمه به خارج فرستاده خواهد شد.

در سلخ ذی الحجة ۱۳۱۷ محاسبات گذشته آن را صاف نمودیم و از قرار صدی بیست و هفت، منافع سالیانه به شرکاء محترم پرداخته شد»

یکی از نشریات انگلیس هم در واکنش به تاسیس این شرکت نوشت:

«معلوم می‌شود ایرانیان اندک اندک از خواب غفلت بیدار شده و قدر و اهمیت تجارت خاصه تجارت شرکت را نیکو دانسته و چیزی که در این شرکت اهمیت دارد این است که علمای این ملت در آن شرکت دارند و مشوق اند و اگر این شرکت معتبر شود سکته بزرگی به تجارت انگلیس در اصفهان بلکه در خلیج فارس وارد آید و باید تجار، نوعی رفتار کنند که در آینده بازار تجارت شان از رونق نیفتند و الّا بزودی باید منتظر خبر بود که بازار تجارت ما در اصفهان بسته شود.»

بازتاب تاسیس این شرکت حتی در مطبوعات چاپ مصر نیز دیده شد.


آنچه خواندیم تنها یک نمونه از شوق مردم در کار و تلاش برای عدم وابستگی به منسوجات و لوازم خارجی بوده است.

۲دیدگاه ۰۵ شهریور ۹۱ ، ۱۱:۴۴
سلیم النفس

آنچه در این روزها باعث تالم خاطر شهروندان ساروی شده است از دست دادن مردی از دیار پاکمردان و جوانمردان خطه همیشه سبز شمال، مرحوم بزرگوار جناب حاج سید علی بهروش و دو فرزند گرامی اش می باشد. مردی که جایگاه شورای شهر برای او همانند میدان کارزاری برای خدمت و تریبون آن عرصه ای برای رساندن دغدغه های مردمی به گوش مسئولین امر بوده است.

صریح اللهجه بودن حاج سید علی بهروش و به اندیش و به روش بودن او در امور و همچنین پیگیری ایشان نسبت به مصوبات خود وجه متمایز کننده ایشان و همچنین باعث محبوبیت ایشان در بین اقشار ساروی شده بود. هر چند در این روزها گرمای وجود او دیگر تلالوی خود را از دست داده ولیکن نفس گرم او این روزها همچنان طنین انداز فضای متالم شهرستان می باشد و آنچه باعث شادی روح آن عزیز سفر کرده می شود ادامه راه اوست که این وظیفه سنگینی بر دوش همکاران ایشان در عرصه شورای شهر می باشد.

در انتها این مصیبت وارده را به همسر بزرگوار و فرزندان محترم و داغدار و به بازماندگان و دوستداران ایشان و همچنین به اعضای محترم شورای شهر و شهردار محترم ساری و مردم شریف مرکز استان تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند منان برای کلیه بازماندگان صبر و شکیبایی و برای آن مرحوم و دو فرزند سفر کرده اش غفران و رحمت واسعه الهی مسئلت دارم.

۳دیدگاه ۰۱ شهریور ۹۱ ، ۱۱:۵۳
سلیم النفس

پیشنـهاد سـلیم النفس!

پدر...

مسیح عشق و جوانمردی

نوروز با عطر گل یاس

یک جامانده از اربعین

ما آمده ایم!

فدای چشمان گریان مادر شهید گمنام

سید مسیح در اوج به اوج آسمان ها رفت

سفر به انتهای صفر

نلسون ماندلا | Nelson Mandela

بلندترین شب تاریخ

امنیت ما در نگاه اقتصادی آقای رئیس جمهور

باران سلامت می کند

محرم در تکرار معنا پیدا می کند

میم مثل مادر، میم مثل مرضیه زهرا (س)

آقای اوباما! به فال حافظ عمل بنما!

جاده جنگ

نوروز نامه

نماینده ای که چپ و راست او را سلیم النفس می دانستند!

مرد روزهای خاکستری! تو را دوست داریم!

نینوا با نام حسین (ع) کرب بلا گشت

راستش را بگو

آیا من در میدان مبارزه، همان مهره سرباز در صفحه ی شطرنجم؟

شاه بی شین

آنقدر در خورشید زل بزنید تا چشمانتان بسوزد!

اقتصاد مقاومتی حتی در دوران مشروطیت

نماینده ساری: خیابان های ساری مال زمان ارابه وگاری بود!

به نام جوانگرایی ، به کام بازنشستگان

خرداد، آغازگر تفکر سلیم بهرامیست!

تفاخر فرهنگی یا اجبار فرهنگی ، مسئله اینست؟

حقانیت اسلام

بیایید یک هفته، بطور آزمایشی به این حدیث عمل کنیم!

به خدا مادرم، حضرت زهرا(س) را از این خطبه شناختم!

در سال « تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» ، به چه مواردی توجه کنیم؟

من شخصا اعلام می کنم به این فرد در انتخابات رای نمی دهم !

چرا سلمان رشدی باید بمیرد؟

مسیحای عشق و جوانمردی

ای دو سه تا کوچه زما دورتر ، ای شهیدان زنده ، سلام

سید مسیح تو را نماد چه بخوانم؟

سید مسیح

مهندس سید مسیح سلیم بهرامی

سلیم بهرام برفی

تمام مطالب نوشته شده در سلیم النفس، مختص به این سایت بوده و هرگونه باز انتشار آنها فقط با کسب اجازه و ذکر منبع و درج لینک بلا مانع است.
Copyright 2007-2013,Website and Publishing Rights Reserved By Salimonafs.IR ©